|
خودت ببین
|
دیروز کلاس دینی که کلاس دینی نبود! 




قبل از شروع کلاس یک دفعه دیدیم خانم ابوذر(معاونمون)وارد کلاس شد،یک دفعه همه ی بچه ها رویشان را برگردوندن و مقنعه هایشان را آوردند جلو...

خانم ابوذر که با دیدن این صحنه هم ناراحت شده بود و هم خنده اش گرفته بود گفت:"به خدا باور کنین من نامحرم نیستم!!!"

خوب بیچاره راست میگه دیگه!...
بعد هم که کلاس شروع شد و معلممون آمدن...
بعد مدتی وقتی میخواستن رکنهای نماز را بگوییند گفتن که رمزش قنترس است!!!...
ق:قیام ، ن:نیت ، ت:تکبیرة الاحرام ، ر:رکوع ، س:سجود...
وقتی اینو گفتن ساشا برگشت و از فاطمه پرسید:"فاطمه،تکبیرة الاحرام چیه؟! همون سبحان الله و الحمد لله ؟..." 





فاطمه که خنده اش گرفته بود آمد ساشا رو دست بندازه گفت:"آره،همونه!"
ساشا هم باور کرد و گفت:"مرسی"و برگشت... 


بعد که خانم قنبری(معلم دین و زندگیمون)گفتن که تکبیرة الاحرام چیه ساشا با تعجب برگشت و با تمسخر به فاطمه گفت:"دیدی اشتباه کردی؟!کی گفته تکبیرةالاحرام همون سبحان الله هست؟؟؟!!!"

فاطمه که از تعجب فکش افتاده بود(!)گفت:"بابا تو حالت خوش نیست!اول که میگی تکبیرة الاحرام چیه، بعدم که مسخرت میکنم نمی فهمی، بعدم که می فهمی چیه فکر میکنی من نمیدونم!!!"
![]()
حالا،به هر حال،این موضوع هم که تموم شد خانم قنبری که دیدن فاطمه خیلی حرف میزنه بهش گفتن که از رو متن درس بخونه...
فاطمه هم شروع کرد تا رسید به این جمله:
فاطمه:"کسی که با مراقبت قلب خود را از غفلت نگه دارد و نفسش را با نظارت از شهوت حفظ نماید و عقل خود را با کسب آگاهی از جهل مُسَوَن دارد،در زمره ی بیداران است."

هنوز جمله تموم نشده بود که کلاس از خنده منفجر شد...
حالا بگذریم،بعد از مدتی که اصلا بچه ها ساکت نمیشدن سونیا آمد حرف بزرگتر از دهنش بزنه و بگه مغلطه نکنین که گفت:"اِ!!!مغلغه نکنین دیگه!!!"
آخی،طفلی آمد اوضاع رو بهتر کنه بدتر شد!!!... 


خلاصه اگه از بقیه ی سوتیها هم فاکتور بگیریم،باز هم کلاس جالب و مهیجی بود!!!
دیگه واسه امروز کافی است،پس...
"بای بای"![]()