تبليغاتX
زندگی خسته کننده - سوتیهای توپ!!!
خودت ببین

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خووووووووووووووبین؟؟؟؟؟؟

یک سری سوتی گرفتم توپ!!!

لیلا داشت درمورد یکی از فامیلاشون که رفته بود جبهه حرف میزد...

-"...بعد  فرستادنش جلوی جلوی جبهه!!!"

البته میدونیم که منظورش خط مقدم بوده!!!


 سر کلاس ریاضی...

مسئله حل شده بود و باید قسمت آخرش رو ساده میکردیم...

صورت پایانی سوال:

    

Sin θ

Cos θ

Sin θ

1

  

                                                       

 

 

 

 

خانم اسدی:"خوب،حالا چیکار کنیم؟"

شکوفه هم گفت:"طرفین وسطین کنیم!"

نمیدونم شکوفه هنوز فرق بین طرفین وسطین رو با دور در دور،نزدیک در نزدیک نمیدونه؟!


 دوباره کلاس ریاضی:

خانم اسدی:"خوب،حالا به من بگن خانم شماره ی... ،شماره ی... ،شماره ی..."

بعد که دید شماره ی هیچ کدوم از بچه ها یادش نیست،با دست به مژده اشاره کرد و گفت:

"خانم،شما بگو!"


 این از همه باحال تره:

ساشا:"۸۲3"(هشتصد و بیست و تری!)

خوب دیگه،واسه امروز کافیه،پس

بای بای

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:52  توسط پریا  |